عشق مجنون |
|||||||||||||||||
پنج شنبه 22 آبان 1399برچسب:, :: 10:54 :: نويسنده : بهنام
کسی را میخواستم که با من باشد و رویاهایم
یک شنبه 13 مهر 1399برچسب:, :: 13:20 :: نويسنده : بهنام
روزی که تو را دیدم علاقه ام از همه چیز سلب شد و عشق تو
مانند ستاره ای درخشان محیط ظلمت زده ی دلم را روشن نمود وقتی عشق تو در دلم راه یافت صبر و قرار را از من ربود ای پــــــیـــــــام آور دوســـــتـــــِی و مـــــــهـــــربــــــانـــــی ام مــــــــــن تـــــــــو را بــــــــــیــــــــــشــــــــــتـــــــــــــــــــــــــــر از هـــــــــــمــــــــه چـــــــیـــــــــــز و هــــــمــــــــــــه کـــــــــــــس دوســـــــــــــــــــــــت دارم
خــــدایـــا ! بـبـخــش اگــه دنـیـاتــو مـیـفــروشــم بـه یـه نــگاه عـشـقـم . . . بـبـخــش اگـه یـکی رو دارم بــرام خـــدایـی مـیـکـنـه . . . بـبـخــش اگـه عـشـقـمـو بـیـشـتـر از جـونی که تــو بـهـم دادی ، دوســـღــــش دارم ! بـبـخــش اگـه بـعـضی وقـتـا ســرت داد زدمــو عـشقـمـو ازت خــواسـتم . . . بـبـخــش اگـه یـه مـوقـعـهـایــی عــاشـقــانــه مـیــپـرستـمـش . . .بـبـخــش اگـه آرامــــــ♥ــــشم خــلاصــه مـیـشــه تــو صــداش . . . خــــدایـــا ! بـبـخــش اگـه مـیـخـوام دنــیـا نـباشـــه ، اگــه اونـیکـه دنــیـامــه نـبـاشــــه . . .
چقــدر باید بگذرد؟؟
تا مـن
در مـرورخـاطراتم
وقتی از کنار تــو رد می شوم.
تنـــم
بغضــم
بــــه چـــه مینگری تــو ؟
بــــه نـگـاهــم کــــه مـسـتـانـه تـــو را بــاور کــــرد
یــا بـــه افـســونـگــری چـشمانت
کــه مـــرا ســوخت و خــاکـسـتـر کــــرد ؟
خـنــده دار است ، بـخـنــد !
تصویر تو تنها چیزیست که چشمهایم باور میکند
دستان لرزانم را دراز میکنم تا صورت مهربانت را لمس کنم
اما
تصویرت به یکباره محو میشود
و من به یاد میاورم که تو در کنار من نیستی
چشمانم را ارام میبندم
صدایت در گوشم میپیچد
طنین خنده هایت همه جا را پرمیکند
بی اختیار لبخند میزنم
ولی
صدایت دور و دورتر میشود
ومن به یاد میاورم که باز هم تو نیستی
و این فقط خیال توست که مرا دنبال میکند
انگار در دلم حرفی دیگر باقی نمانده تا برایت بگویم
تنها یک جمله!
هنوزم دوستت دارم
![]() خسته ام
از تـــــو نوشتن
کمی از خود می نویسم
این منم که دوستت دارم
یک شنبه 11 اسفند 1398برچسب:, :: 12:35 :: نويسنده : بهنام
همه جاهستی ...
در خیالم
درنوشته هایم
در دنیایم
تنها جایی باید باشی وندارمت کنارم است
حمـاقـت کـه شاخ و دم نــدارد!
چهار شنبه 4 دی 1398برچسب:, :: 9:4 :: نويسنده : بهنام
درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت
شنبه 23 آذر 1398برچسب:, :: 12:44 :: نويسنده : بهنام
توراحس میکنم هردم...
با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارم خاص ترین مخـاطب خـاص دنیـا !
حرف های زیادی بلد نیستم
من تنها چشمان تو را دیدم
و گوشه ای از لبخندت که حرف هایم را دزدید
از عشق چیزی نمی دانم اما دوستت دارم
کودکانه تر از آنچه فکر کنی!!!
![]() نــــــــــوشته ها بـــــــــــــــــهونه استـــــــــ
فقــــــــــــط مینویسمـــــــ
که یاد آوریـــــــــ کنم که به یادتمـــــــــ
بـــــــــــــاورش با تــــــــــــــــــو
درباره وبلاگ ![]() 59/07/09 *************************** به تو که میرسم مکث میکنم … انگار در زیباییت چیزی را جا گذاشته ام مثلا در صدایت آرامش ، در چشمهایت زندگی ! نمی دانم چشمانت با من چه کرد ؟ فقط وقتی که نگاهم کردی چنان دلم از شیطنت نگاهت لرزید که حس میکنم چقدر زیباست فدا شدن برای چشمهایی که تمام دنیاست … *********************** از زندگـــــی کسی حذف شدم ؛ کــــه برای داشتنش خیلی ها را از زندگــــــی ام حذف کرده بودمــــــــ . . . . . . . -------------------------------------------------- چقدسخته همه روخط بزنی تا به یه نفربرسی غافل ازاینک تولیست اون اولین کسی باشی ک خط خوردی! ------------------- به کدامین گناه ناکرده.. تازیانه می زنی بر اعتمادم زیر پایم را زود خالی کردی . سلام پر مهرت را باور کنم. یا پاشیدن زهر نا مرديت را خنجری از پشت در قلبم فرو رفت پشت سرم را نگاه کردم .. کسی جز تو نبود .,...,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,. خــבایا...رۅزگــــارت با من ۅ احســــاسم بــב تا ڪــرב٬ بــב...!!! <<<<<<<<<<<<<<<<< می ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺩﺭﺩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺍ میﮐﻨﺪ، ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ .. ﭘﯿﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺒﺘﻼ ﻧﺸﺪﻩ بودند ... ************** دلی که شکستی را گچ چاره نکرد، گل گرفتمش . . . ********* ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم درد لبخـند تـو را بـا گریـه تبـسم کـردم آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها ![]() نويسندگان
|
|||||||||||||||||
![]() |